خبر آمیخته با بغض گلو گیر شده است

سیل دلشوره و آشوب سرازیر شده است

سر دین طعمه ی سر نیزه تکفیر شده است

هر که در مدح علی شعر جدید آورده است

گویی از معرکه ها نعش شهید آورده است

 

بنویسید طب نا خلفی ها ممنوع

هدف آزاد شده بی هدفی ها ممنوع

در دل عرش ورود سلفی ها ممنوع

عرش یک روضه فاش است که داغ و گیر است

عرش گفتیم که ، نام دگر سامرا ست

تا بهار عربی رو به حلب باز کند

جبهه از شام و عراق از سه طرف باز کند

وای اگر دست کجی پا به نجف باز کند

عاشق شیر خدا وارث شمشیر خداست

سینه سنی و شیعه سپر شیر خداست

لخته خون جگر ماست به روی لبشان

کوره دوزخیان گوشه نشین تبشان

لهجه عبری و لحن عربی مکتبشان

نیل را تا به فرات آنچه که بود آتش زد

شک نکن ما همه را مکر یهود آتش زد

بی جگرها جگر حمزه به دندان گیرند

انتقام احد و بدر ز طفلان گیرند

چه تقاصی ز لب قاری قرآن گیرند

بیشتر زانکه ازین قوم بدی می جوشد

از زمین غیرت حجر بن عدی می جوشد

سنگ تکفیر به آیینه مذهب  ، هیهات

ذوالفقار علی و رهل به مرحب ، هیهات

دست خولی طرف معجر زینب ، هیهات

ما نمک خورده ی عشقیم به زینب سوگند

پاسبانان دمشقیم به زینب سوگند

داس تکفیر گل از ریشه بچیند ، هرگز

کفر بر سینه توحید نشیند ، هرگز

مرتضی همسر خود کشته ببیند ، هرگز

پایتان گر طرف کرب و بلا باز شود

آخرین جنگ جهانی حق ، آغاز شود