تنهاتــــــــــــــــــرین ســـــــــــــــــردار

من تنها ، تنهاترین سردار ، سردار مشکی پوش
چهارشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۲، ۰۱:۰۲ ق.ظ

من ... (حصین )

« من»

ورس 1:
صورت بی نقاب دو تا چشم نیمه خواب // با خدا بی حساب یه زمین بی حصار
اینا یعنی من ، منم یعنی کم // یعنی دقیقا" دوستی که غریبم
روزام سخته ولی دنیام شیرین // تلخی رنگه ای کاش کی نی
رو تن تقویمم من اینو فهمیدم // یه دنیاست که یه روز همه پس میدن
گرون واسه خودم یه بوم واسه خدا // با رنگای قشنگــــــــ نه رنگای گلها
عمیقتر ببین یه دستم سفید // پس از من بپرس یا سنگر بگیر
تو جنگم که خون با خاکش گله // میوش حرفــــــ من درختش دلت
انتقام تا رنگش بره // نگام کن یکم نه از پنجره
سکوت کن دیگه روی سادگی ندو // سکوت کن میفهمی واقعیتو
اخم کن بهش لمس کن بچش // تلخیشو وقتی که دست خورد بهش


کروس:
بازم... این منم یه عابری که همه لحظه هاش
راه رفت... میگذرم زیر پامم صدا برگه باز
بازم... این منم یه عابری که همه لحظه هاش
جا نمونی که دوری سهم ماست


ورس 2:
همیشه همونی که همه چیشو باخت عقبیمه // اتفاق تو چهار قدمیمه
تازه نیست برام از قدیمه // علنا" وقتی نیست پس خواب برا چیمه؟
باید باز باشن چشمام و این دور و بر و بپان // ب×ا بدم دور و بر و جلوترو بخوام
له کنم چیزایی که دیدم و // این و خوب بلدم بکنم شروع بعد سه کام
حبس و بعد بدم مغز و رد // یکم اخم و بعد یه لبخند اومد
اون لا به لاها انگاری تکون خورد نیشت // هه! اینجا خالیا گرون پر میشه
همون که بلدیم تو فکر کن الکیم // آه! فکر اسم ابدیم
خوشحالی جلو زدی از اینا که عقبیان // ولی من باز تو فکر بغلیم
همیشه عصا به دست شبیه مسابقست // زندگی یعنی تو توی مسیر اجباری انگاری
تخم جنگو باز پاشیدنو // تو گذشت یاد بگیر منم خوار گ×ییدن و


کروس:
بازم... این منم یه عابری که همه لحظه هاش
راه رفت... میگذرم زیر پامم صدا برگه باز
بازم... این منم یه عابری که همه لحظه هاش
این منم یه عابری که همه لحظه هاش



نوشته شده توسط
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

تنهاتــــــــــــــــــرین ســـــــــــــــــردار

من تنها ، تنهاترین سردار ، سردار مشکی پوش

تنهاتــــــــــــــــــرین ســـــــــــــــــردار

خنده و طعنه به اشعار و شعارم بزنید
تیر غم بر دل بیچاره و زارم بزنید
**

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
  • ۹۲/۰۵/۰۲
    13
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

من ... (حصین )

چهارشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۲، ۰۱:۰۲ ق.ظ
« من»

ورس 1:
صورت بی نقاب دو تا چشم نیمه خواب // با خدا بی حساب یه زمین بی حصار
اینا یعنی من ، منم یعنی کم // یعنی دقیقا" دوستی که غریبم
روزام سخته ولی دنیام شیرین // تلخی رنگه ای کاش کی نی
رو تن تقویمم من اینو فهمیدم // یه دنیاست که یه روز همه پس میدن
گرون واسه خودم یه بوم واسه خدا // با رنگای قشنگــــــــ نه رنگای گلها
عمیقتر ببین یه دستم سفید // پس از من بپرس یا سنگر بگیر
تو جنگم که خون با خاکش گله // میوش حرفــــــ من درختش دلت
انتقام تا رنگش بره // نگام کن یکم نه از پنجره
سکوت کن دیگه روی سادگی ندو // سکوت کن میفهمی واقعیتو
اخم کن بهش لمس کن بچش // تلخیشو وقتی که دست خورد بهش


کروس:
بازم... این منم یه عابری که همه لحظه هاش
راه رفت... میگذرم زیر پامم صدا برگه باز
بازم... این منم یه عابری که همه لحظه هاش
جا نمونی که دوری سهم ماست


ورس 2:
همیشه همونی که همه چیشو باخت عقبیمه // اتفاق تو چهار قدمیمه
تازه نیست برام از قدیمه // علنا" وقتی نیست پس خواب برا چیمه؟
باید باز باشن چشمام و این دور و بر و بپان // ب×ا بدم دور و بر و جلوترو بخوام
له کنم چیزایی که دیدم و // این و خوب بلدم بکنم شروع بعد سه کام
حبس و بعد بدم مغز و رد // یکم اخم و بعد یه لبخند اومد
اون لا به لاها انگاری تکون خورد نیشت // هه! اینجا خالیا گرون پر میشه
همون که بلدیم تو فکر کن الکیم // آه! فکر اسم ابدیم
خوشحالی جلو زدی از اینا که عقبیان // ولی من باز تو فکر بغلیم
همیشه عصا به دست شبیه مسابقست // زندگی یعنی تو توی مسیر اجباری انگاری
تخم جنگو باز پاشیدنو // تو گذشت یاد بگیر منم خوار گ×ییدن و


کروس:
بازم... این منم یه عابری که همه لحظه هاش
راه رفت... میگذرم زیر پامم صدا برگه باز
بازم... این منم یه عابری که همه لحظه هاش
این منم یه عابری که همه لحظه هاش

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۰۷

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی