پس ماها خــــــــــــــــــــون ای داریم 

 وقتی ریخت ارزش داره ....

یه آشنا ==>

جانبازی که توی بدنش ترکش داره 
جوونی ک توی سرش مرگ داره هوس
منتظر ی فرصته تا ک بشکونه قفس ...
واسه حفظ مرز باید از خون گدشت
شاید از خون و اشک ، شاید هم ، از بودن گذشت ...
دشمن ها بدونن پیروزی از آن ماست صد در صد ...


گربه پیر ما میشه ی روزی

 از سگ بدتر..